به گزارش تحریریه، لائو وو (老武)، تحلیلگر و مفسر مستقل چینی در حوزه بینالملل و فناوریهای نظامی که در پلتفرم رسانهای توتیاو (头条) فعالیت میکند، در یادداشتی به بررسی این رویارویی پرداخته است.
روز ۲۹ تیر، گزارشی در وبسایت آمریکایی Military Watch منتشر شد که محافل راهبردی واشنگتن را در سکوتی سنگین فرو برد. در بحرین و در نزدیکی مقر فرماندهی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، یک سامانه پدافندی توپخانهای–موشکی FK–2000 ساخت چین، بیسروصدا مستقر و عملیاتی شده بود.

◀سامانه پدافندی چینی در ساحل شرقی فرودگاه بینالمللی بحرین
اما ماجرا زمانی جالبتر میشود که بدانیم این تجهیزات بخشی از خریدهای معمول نیروهای دفاعی بحرین نبودند؛ بلکه امارات متحده عربی آنها را در اقدامی اضطراری به بحرین منتقل کرده است.
تنها ۲۴ ساعت بعد، ناوگانی از پهپادهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بار دیگر بهسوی مقر ناوگان پنجم آمریکا به پرواز درآمد. بهاینترتیب، سامانههای تسلیحاتی ایران و چین درست در مجاورت یکی از مهمترین مراکز فرماندهی نظامی آمریکا در خاورمیانه، برای نخستین بار در تاریخ نظامی بشر عملاً در برابر یکدیگر قرار گرفتند.
در اوج جنگ سرد، اگر کسی پیشبینی میکرد که روزی حفاظت از پایگاههای برونمرزی ارتش آمریکا به سامانههای پدافندی چین سپرده خواهد شد، احتمالاً او را روانه تیمارستان میکردند.
اما پهپادهای ارزانقیمت ایران، به بیپردهترین و غیرسیاسیترین شکل ممکن، قواعد بازی را بازنویسی کردهاند. هنگامی که سامانه پاتریوت برای مقابله با موجی از پهپادهای چند دههزار دلاری به باتلاق هزینهها کشیده میشود و سامانه دفاع نزدیک استرایکر ارتش آمریکا نیز از آتش کافی برای مهار حملات اشباعی برخوردار نیست، ضرورت بقا بیرحمانه تمام تابوهای سیاسی و نگرانیهای مربوط به افشای اطلاعات محرمانه را زیر پا میگذارد.

این اتفاق بههیچوجه حاصل تصمیم مستقل بحرین نیست؛ بلکه تلاشی اضطراری از سوی ارتش آمریکا برای نجات خود در شرایطی بحرانی است؛ اعترافی علنی که هم شکست سلطه تسلیحاتی آمریکا و هم ورشکستگی راهبرد دفاع هوایی این کشور را به نمایش میگذارد.
⭕۱. پهپادهای چند دههزار دلاری، رهگیرهای میلیوندلاری را از پا درآوردند
منطق بنیادین این «جایگزینی تسلیحاتی» که آبروی ارتش آمریکا را به باد داد، چیزی نیست جز یک محاسبه بیرحمانه؛ معادلهای چنان ساده که حتی یک دانشآموز دبستانی هم میتواند آن را حل کند.
سامانه پاتریوت ستون فقرات شبکه جهانی پدافند هوایی ارتش آمریکاست؛ سامانهای که در اصل برای رهگیری جنگندههای پیشرفته و موشکهای بالستیک طراحی شده و هزینه هر فروند موشک رهگیر آن به چند میلیون دلار میرسد.
در مقابل، پهپاد انتحاری شاهد–۱۳۶ که ایران به میدان میفرستد، از یک موتور ارزانقیمت شبیه موتور موتورسیکلت و ماژولهای ناوبری غیرنظامی بهره میبرد. هزینه ساخت این پهپاد احتمالاً حتی به کسری ناچیز از قیمت یک موشک رهگیر پاتریوت هم نمیرسد.

وقتی ایران در یک نوبت دهها یا حتی بیش از صد فروند از این پهپادها را به پرواز درمیآورد، سامانه پاتریوت در برابر حمله اشباعی و ازدحامی آنها ناگهان با یک دوراهی بیرحمانه روبهرو میشود: اگر دکمه شلیک را فشار دهد، درست مانند آن است که برای زدن یک سهچرخه فرسوده در مرکز بازیافت، یک لامبورگینی را به آن بکوبند. ضرر مالی چنین اقدامی حتی از اصابت بمب به پایگاه نیز برای پنتاگون دردناکتر است.
اما اگر دست به رهگیری نزند، باندهای پرواز، انبارهای سوخت و جنگندههای F–16 مستقر در پایگاه، یکی پس از دیگری به اهدافی دقیق و مشخص تبدیل خواهند شد.
همین نابرابری ویرانگر در هزینهها، پرافتخارترین سامانه پدافندی آمریکا را در میدان واقعی نبرد به وسیلهای گرانقیمت اما بیمصرف تبدیل کرده است. مسئله این نیست که پاتریوت توان رهگیری ندارد؛ مسئله این است که آمریکا از عهده هزینه این رهگیری برنمیآید. موشکهای گرانقیمت آن باید برای مقابله با موشکهای بالستیکی احتمالی ذخیره شوند و در نتیجه، پهپادها میتوانند بیآنکه مانعی جدی بر سر راهشان قرار گیرد، به مسیر خود ادامه دهند.

سامانه FK–2000 دقیقاً همان راهحل اختصاصی است که برای حل این مشکل توسعه یافته است. این سامانه که توسط شرکت علوم و صنایع هوافضای چین (CASIC) طراحی و تولید شده، مجهز به یک شاسی چرخدار ۸×۸ با تحرک بالا است. بر روی این خودروی رزمی، رادار جستجوی آرایه فازی فعال (AESA)، سیستم ردیابی الکترواپتیکی چندکاناله، موشکهای پدافندی و توپهای ضدهوایی بهطور فشرده و یکپارچه در کنار هم قرار گرفتهاند.
حصار مرگبار این سامانه از دو لایه دفاعی تشکیل شده است:
● لایه بیرونی: مجهز به ۱۲ فروند موشک پدافند هوایی کوتاهبرد با حداکثر برد ۲۵ کیلومتر است که وظیفه دارند اولین موج شکار پهپادها را پیش از ورود به حریم اصلی پایگاه انجام دهند.
● لایه درونی: اگر پهپادی شانس بیاورد و بتواند از کمند موشکها فرار کند، در لایه داخلی با آتشباری سنگین دو قبضه توپ ۳۰ میلیمتری ۶ لول مواجه میشود. این توپها با شلیک هزاران گلوله در دقیقه، سد آتش ایجاد میکنند تا هدف را کاملاً تکهتکه کنند.
اما برگ برنده اصلی و ویرانگر این سامانه، کاهش چشمگیر و سقوط آزاد هزینههای رهگیری آن است. موشکهای کوتاهبرد FK–2000 نیازی به درگیری با جنگندههای مانورپذیر یا موشکهای هایپرسونیک ندارند؛ بنابراین، تجهیزات الکترونیکی داخل موشک و حجم سوخت مورد نیاز آن به حداقل رسیده است. این امر بهای هر موشک را به کمتر از ۲۰ هزار دلار کاهش میدهد. از سوی دیگر، قیمت یک گلوله ۳۰ میلیمتری انفجاری شدید تنها چند صد یوان است.

در شرایطی که پاتریوت مجبور است با موشکهای چند میلیون دلاری روی پهپادهای چند دههزار دلاری قمار کند، سامانه FK–2000 با تکیه بر آتش متراکم توپخانهای و پدافند موشکی فوقالعاده مقرونبهصرفه، موازنه اقتصادی جنگ را به نفع مدافع بازمیگرداند و پدافند را به فرایندی پایدار تبدیل میکند.
این سامانه با میدان نبرد بیگانه نیست. امارات متحده عربی پیش از این پای FK–2000 را به جنگ سودان کشاند. این سامانه در کارنامه عملیاتی خود، سابقه سرنگونی چندین پهپاد شناسایی–رزمی و حتی یک هواپیمای ترابری ایلیوشین–۷۶ را ثبت کرده است؛ هرچند در جریان درگیریهای شدید و در شرایط محاصره و نبود پشتیبانی، طعم انهدام را نیز چشیده است.
کارنامهای واقعی که هم پیروزی و هم شکست را در خود جای داده، برای خریداران حوزه خلیج فارس بسیار متقاعدکنندهتر از آمارهای فریبنده و ادعاهای دهانپرکنی است که معمولاً در نمایشگاههای تسلیحاتی مطرح میشود.

⭕۲. چرا ارتش آمریکا قادر به ساخت نمونهای مشابه نیست؟ دلیلش چند دهه یکجانبهگرایی راهبردی آنهاست.
اینجا پرسشی عجیب مطرح میشود: آیا آمریکا، بهعنوان قدرتمندترین قدرت نظامی جهان، سامانه بومی دفاع نزدیک برای مقابله با پهپادها ندارد؟ آیا واقعاً ناچار شده است حلقه پدافندی مقر ناوگان پنجم خود را دودستی به تجهیزات چینی بسپارد؟
ارتش آمریکا البته نمونهای مشابه در اختیار دارد: سامانه پدافند هواییکوتاهبرد استرایکر M–SHORAD که آن هم رادار، تجهیزات الکترواپتیکی، موشکهای کوتاهبرد و توپ خودکار ۳۰ میلیمتری را روی یک خودرو یکپارچه کرده است.
اما ترکیب تسلیحاتی این سامانه بهشکلی باورنکردنی ضعیف و محدود است. هر خودرو تنها هشت موشک پدافندی و یک قبضه توپ زنجیری تکلول حمل میکند؛ مجموعهای که توان استمرار آتش آن بهشدت پایین است.
این سامانه شاید بتواند با مزاحمتهای پراکنده چند پهپاد مقابله کند، اما در برابر تاکتیک حمله گروهی ایران، ذخایر مهمات آن حتی تا موج اول حملات نیز دوام نمیآورد.

◀سامانه دفاع نزدیک استرایکر M–SHORAD آمریکا
این وضعیت صرفاً ناشی از عقبماندگی فنی یک سلاح خاص نیست؛ بلکه ثمره تلخ چند دهه توسعه نامتوازن و یکجانبهنگری راهبردی در سراسر ساختار نظامی آمریکاست.
از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، نیروی هوایی آمریکا تقریباً همواره کنترل آسمان مناطق عملیاتی جهان را در اختیار داشتهاند. ناوگان عظیم جنگندهها و هواپیماهای تهاجمی این کشور در هر درگیری منطقهای قادر بود نیروی هوایی دشمن را پیش از برخاستن، روی باندهای فرودگاه زمینگیر و سرکوب کند.
این برتری هوایی طولانیمدت، ارتش زمینی آمریکا را گرفتار نوعی توهم متکبرانه کرد: اینکه نیروهای مستقر روی زمین هرگز لازم نیست نگران تهدیدی از بالای سر خود باشند.
در نتیجه، پدافند هوایی زمینی برای دههها به حوزهای حاشیهای و کماهمیت در ارتش آمریکا تبدیل شد؛ حوزهای که واشنگتن بهجای سرمایهگذاری جدی و مستمر، صرفاً با حداقل تلاش ممکن آن را زنده نگه داشت.

◀تور (سام–۱۵)، سامانه موشکی سطحبههوای ارتفاع متوسط و پائین ساخت شوروی/روسیه
در دهه ۱۹۸۰، اتحاد جماهیر شوروی سامانه تور را وارد خدمت عملیاتی کرده بود؛ سلاحی قدرتمند برای پدافند هوایی متحرک که موشکها، رادار و ایستگاه هدایت آتش را همگی روی یک خودروی رزمی یکپارچه میکرد.
اما در همان دوران، یگانهای زرهی آمریکا همچنان با سامانه موشکی چاپارال–M48 که برای شلیک ناچار به توقف بود و واکنش نسبتاً کندی داشت و توپ ضدهوایی خودکششی M163 ولکان همراهی میشدند؛ تجهیزاتی که از همان زمان نیز در مقایسه با سامانههای یکپارچه و متحرک شوروی، محدودیتهای آشکاری داشتند.
اما عصر پهپادها این معادله را بیرحمانه بازنویسی کرد. وقتی یک پهپاد انتحاری چند دههزار دلاری میتواند با پرواز در ارتفاع بسیار پایین از پوشش راداری عبور کند و گرانقیمتترین داراییهای نظامی را با دقت هدف قرار دهد، منطق منسوخ ارتش آمریکا مبنی بر «جایگزینکردن پدافند هوایی زمینی با برتری هوایی» در یک چشمبههمزدن فرو میریزد.
در مقابل، نگاه راهبردی چین مسیری کاملاً متفاوت را دنبال کرده است. پکن همزمان با توسعه انواع سامانههای پیشرفته پدافند هوایی دوربرد، از مدتها پیش ارزش عظیم پهپادهای ارزانقیمت در میدان واقعی نبرد را بهدرستی تشخیص داده بود.
سامانه FK–2000 تنها یکی از اعضای نسبتاً معمولی و کمحاشیه خانواده گسترده سامانههای ضدپهپادی چین به شمار میرود. در رژه بزرگ نظامی سوم سپتامبر ۲۰۲۵، سامانه FK–3000 برای نخستینبار در معرض دید عموم قرار گرفت؛ سامانهای که هر خودروی آن به رقم خیرهکننده ۹۶ موشک رهگیر کوچک مجهز است.

ترکیب این حجم از مهمات با رادار آرایه فازی فعال چهاروجهی، سامانه الکترواپتیکی چندکاناله و ماژولهای اخلال رادیویی، به یک سامانه FK–3000 امکان میدهد با بیش از صد پهپاد مقابله کند. در این ساختار، «انهدام سخت» با موشک و آتش مستقیم، در کنار «انهدام نرم» از طریق جنگ الکترونیک و اخلال ارتباطی، یک شبکه دفاعی منسجم و مکمل را شکل میدهد.
FK–3000 برای مصرف داخلی، FK–2000 برای بازار صادراتی؛ همین فاصله نسلی توضیح میدهد که چرا چین بدون نگرانی حاضر به فروش FK–2000 است: زیرا در زرادخانه خود برگ برندهای بهمراتب قدرتمندتر در اختیار دارد.
در زمانی که ارتش آمریکا همچنان با کمبود قدرت آتش در پدافند نزدیک دستوپنجه نرم میکند، چین از مرحله «دفاع نقطهای» عبور کرده و وارد عصر «پدافند منطقهای ضدپهپادی» شده است.
بزرگترین تولیدکننده پهپاد در جهان، همزمان کاملترین و منسجمترین شبکه مقابله با پهپادها را نیز در اختیار دارد. در این عرصه نوظهور، میان چین و آمریکا شکافی نسلی پدید آمده است؛ شکافی چنان آشکار که دیگر حتی با چشم غیرمسلح نیز میتوان آن را دید.
⭕۳. معضل ناسازگاری سامانهها؛ وصلهکاری، ضعف راهبردی را درمان نمیکند
اما تجهیزات نظامی هیچگاه واحدهایی فنی و مستقل از یکدیگر نیستند. هر سلاحی که از پشتیبانی یک ساختار عملیاتی منسجم محروم باشد، ناگزیر بخش بزرگی از توان واقعی خود را از دست خواهد داد.
در ۳۰ تیر، پهپادهای ایرانی مقر ناوگان پنجم آمریکا را هدف قرار دادند و انفجارهایی در محل فرماندهی رخ داد. سامانه FK–2000 در منطقه حضور داشت، اما نتوانست تمام حملات را بهطور کامل دفع کند. این اتفاق لزوماً بهمعنای شکست خود سامانه نبود؛ بلکه نتیجه اجتنابناپذیر گسست میان شبکهها و ساختارهای عملیاتی است.

سامانه FK–2000 در بحرین در موقعیتی بسیار دشوار قرار گرفته و عملاً ناچار است بهتنهایی بجنگد. لینک داده آن به مرکز فرماندهی پدافند هوایی آمریکا متصل نیست، سامانه تشخیص دوست از دشمن (IFF) آن با تجهیزات آمریکایی سازگاری ندارد، رادارش نمیتواند در شبکه شناسایی و هشدار زودهنگام آمریکا ادغام شود و تأمین سریع مهمات مورد نیاز آن نیز با موانع جدی روبهروست.
در چنین شرایطی، سامانهای که از هرگونه پشتیبانی شبکهای محروم مانده، هنگام مقابله با حملات مداوم و انبوه پهپادی، ناگزیر با محدودیتهای فیزیکی غیرقابلعبور روبهرو میشود. پهپادهای ایرانی حتی میتوانند مستقیماً منطقه تحت پوشش FK–2000 را دور بزنند و حملات خود را از محورهای دیگری انجام دهند.
🔶این وضعیت بحرانی عمیقتر از صرفاً یک شکاف نسلی در تجهیزات را آشکار میکند:
ارتش آمریکا میکوشد با پیوندزدن یک سامانه خارجی به ساختار دفاعی خود، ضعف پدافندیاش را بهشیوهای سریع و خشن برطرف کند؛ اما ناسازگاری میان سامانهها، این راهحل اضطراری را به پروژهای ناقص، شکننده و مملو از حفرههای عملیاتی تبدیل کرده است.
سامانههای ضدپهپادی چین از همان مرحله طراحی اولیه، بر مبنای نبرد شبکهمحور و عملیات یکپارچه توسعه یافتهاند. FK–2000 و FK–3000 توپخانههایی منفرد و جداافتاده نیستند؛ بلکه گرههایی از یک شبکه پدافندی بزرگتر به شمار میروند که میتوانند یکدیگر را پوشش دهند، دادههای عملیاتی را بهصورت متقابل به اشتراک بگذارند و با ایجاد میدانهای آتش همپوشان، نقاط ضعف یکدیگر را جبران کنند.

ارتش آمریکا اکنون در مرحلهای انتقالی و بهشدت دشوار گرفتار شده است: تجهیزات خودش برای پاسخگویی به تهدیدهای جدید کافی نیست و تجهیزات متحدانش نیز قابلیت اتصال و ادغام با شبکههای عملیاتی آمریکا را ندارند. بنابراین، چارهای جز «وصلهکاری» و کنار هم چیدن موقت سامانههای ناسازگار باقی نمانده است.
آن خودروی پدافندی ساخت چین که در مجاورت مقر ناوگان پنجم آمریکا مستقر شده، به نشانهای تاریخی و بهشدت کنایهآمیز از آغاز یک دوران جدید تبدیل شده است.
از خرید گسترده پهپادها و سامانههای پدافند لیزری چین توسط عربستان سعودی گرفته تا ورود انبوه سامانههای FK–2000 به امارات و اعزام آنها به میدان نبرد سودان؛ و سرانجام، استقرار تجهیزات چینی در بحرین و در چند قدمی مقر ناوگان پنجم آمریکا؛ همه این تحولات از شکلگیری آرام اما پیوسته یک زنجیره تأمین پدافندی مستقل از آمریکا در صحنه نبرد خاورمیانه حکایت دارند.
واشنگتن میتواند با قراردادهای فروش تسلیحات، دستوپای متحدانش را ببندد؛ میتواند با اعمال فشار و تهدید، گزینههای خرید نظامی کشورهای دیگر را محدود کند؛ اما نمیتواند قدرت محاسبه هزینهها را که کشورهای خاورمیانه زیر آتش و در میدان نبرد آموختهاند، از آنها بگیرد.
وقتی پاتریوت از مهار پهپادها ناتوان باشد، عربستان بدون لحظهای تردید آن را جایگزین خواهد کرد؛ امارات همین مسیر را در پیش خواهد گرفت و بحرین نیز از آن پیروی خواهد کرد. اکنون حتی خود ارتش آمریکا نیز به نقطهای رسیده است که دیگر راهی جز تغییر و جایگزینی پیش روی خود نمیبیند.
در میدان نبردی که قوانین تازه آن را پهپادها تعیین میکنند، برتری از آن طرفی خواهد بود که بتواند با کمترین هزینه، حملات دشمن را فلج کند و همزمان، پهپادهای خود را از سد شبکه دفاعی طرف مقابل عبور دهد. هرکس بر این معادله مسلط شود، کلید پیروزی در جنگهای آینده را در دست خواهد داشت.
در این رقابت سرنوشتساز، ارتش آمریکا از قبل دور اول را باخته است؛ و شاید کابوسی که خواب را از چشمان واشنگتن ربوده، نه انفجارهای گاهوبیگاه بر فراز بحرین، بلکه همین واقعیت تلخ باشد.
پایان/
منبع: 【锐武评:美军司令部附近竖起中国防空系统,24小时后,中伊武器首次交锋】
https://m.toutiao.com/is/xC0IN6r_u5c/













نظر شما